صفحه که باز شد
عنوان چیز دیگری بود،
سوژه چیزی دیگر، متن حرفی دیگر
اما حالا
عنوان عوض شد
نه سوژهای هست، نه حرف جدیدی!
همان حکایت همیشگی است،
سکوت محض
وقتی که من
آرام و خسته
در انتظار پایان نشستهام!
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
دیشب
یکم حرف زدم
لا به لای حرفاش
یهدفعه گفت نکنه افسردهای!
محمدی گفت و گذشت
من ولی نگذشتم
صبر کردم
و فکر میکنم
به یک افسردگی!
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
یک سال دیگه
از این عمر گرانمایه گذشت
در این مدت آشنایی
ما رو به چی شناختید؟
توصیهای؟ حرفی؟ نکتهای؟
پ.ن!: گذاشتم استوری؛
اینجا هم گذاشتم شاید کسی خواست حرفی بزند.
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
مشکل اینه که دیر عادت میکنم
مقابل تغییر هم همیشه موضع دارم!
کم حوصلهگی و تنبلی هم چاشنی شده
تا شرایط اونجور که باید نباشه...
دلتنگم؛
شرایط سالهای گذشته آنچنان که هم خوب نبود
نمی دونم چرا دلم برای آن روزها تنگ شده...
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
رسما دارم
خودمو جا میکنم
میدون زائرای پیاده روی!
بلکه لا به لای اونا، نگاهی هم به ما کنند...
دلم هنوز آماده نیست،
اصلا میرم بلکه حال و هوای دلم تغییر کنه.
قراره فردا برم،
بلیط گرفتم و آمادهام
اما نه باورم میشه،
نه تا برسم به نجف خیالم راحت.
دعا کنید به حال دل ما...
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15
برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15