خرید بک لینک

صفحه که باز شد

عنوان چیز دیگری بود،

سوژه چیزی دیگر، متن حرفی دیگر

اما حالا

عنوان عوض شد

نه سوژهای هست، نه حرف جدیدی!

همان حکایت همیشگی است،

سکوت محض

وقتی که من

آرام و خسته

در انتظار پایان نشستهام!

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

چند روزه

حوصله خودمم ندارم

نه سرکار

نه بیکاری

نه خودم

نه همسرم

نه بچههای اتحادیه

هیچکس

هیچجا

هیچ وقت!

چی می تونه حال دل آدمو خوب کنه؟

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زندیکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُندکسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زندنشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سواردریغ کز شبی چنین سپیده س

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

دیشب

یکم حرف زدم

لا به لای حرفاش

یهدفعه گفت نکنه افسردهای!

محمدی گفت و گذشت

من ولی نگذشتم

صبر کردم

و فکر میکنم

به یک افسردگی!

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

یک سال دیگه

از این عمر گرانمایه گذشت

در این مدت آشنایی

ما رو به چی شناختید؟

توصیهای؟ حرفی؟ نکتهای؟

پ.ن!: گذاشتم استوری؛

اینجا هم گذاشتم شاید کسی خواست حرفی بزند.

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

خیلی زودوارد فضای رسانه شدمآن زمان که اصلا فضابه شکل امروزی رسانهای نبود!دوران راهنمایی،خیلی ابتدایی و کودکانه و اتفاقیقدم به عرصه خبر گذاشتمگرچه از همان هنگامتا اکنون که پس از وقفهای،در مجموعهای

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

درسته که هیچ وقتنگاه مثبتی به سیستم گلستان نداشتمولی هیچ وقت هم فکر نمی کردم تا این میزانحالم از نگاه کردن به سیستم گلستانم بهم بخوره! :)بله، این خوده منم! یه دانشجوکه هنوزم دانشجوست!از قدیم گفتن نخند

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

مشکل اینه که دیر عادت میکنم

مقابل تغییر هم همیشه موضع دارم!

کم حوصلهگی و تنبلی هم چاشنی شده

تا شرایط اونجور که باید نباشه...

دلتنگم؛

شرایط سالهای گذشته آنچنان که هم خوب نبود

نمی دونم چرا دلم برای آن روزها تنگ شده...

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

رسما دارم

خودمو جا میکنم

میدون زائرای پیاده روی!

بلکه لا به لای اونا، نگاهی هم به ما کنند...

دلم هنوز آماده نیست،

اصلا میرم بلکه حال و هوای دلم تغییر کنه.

قراره فردا برم،

بلیط گرفتم و آمادهام

اما نه باورم میشه،

نه تا برسم به نجف خیالم راحت.

دعا کنید به حال دل ما...

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

الانی که اکثریت قریب به اتفاقدر بستر خفته و مشعول استراحندنشسته در گیت پروازهای خارجی فرودگاه کرمانشاهدر انتظار پروازیامکه مرا به نجف برساند،برای ما کم توفیقها فرصت مغتنیمیستبلکه سالی یکبار هم که ش

برچسب: نویسنده: یاسین رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:15

صفحه بندی